مدح و منقبت حضرت معصومه سلاماللهعلیها
زدم چون ابرهایِ تشنه دیگر قیدِ تهران را گرفتم از کویر قـم نشانِ شهر بـاران را رسیدم در حرم، دنیا به کامم باز شیرین شد زیارتنامهاش انداخت یادم طعمِ سوهان را زمستان هم بیایی گنبدش پُر نور میتابد چنان که میبری از خاطرت سرمای سوزان را از این اعجاز بالاتر!؟ ببین علامه میسازد غبار سنگ فرشِ مرقدش طفل دبستان را اجابت در حریم قدسیاش قطعیست ای زائر! فقط کافیست بر لب آوری ذکرِ «رضاجان» را |